رمان همسایه من انلاین

رمان هم سایه ی من قسمت آخر


نودهشتیا



















با تشکر از نویسنده ی این رمان شایسته بانو و


http://asheghaneroman.blogfa.com







اونشب عین یه بابا مهربون من رو کنار خودش خوابوند موهام رو نازکرد و راجع به گذشتهاش بچه گیاش و خانوادش حرف زد بر خلاف انتظارم توقعی نکرد فقط نوازشم کرد و توی آغوش هم خواب رفتیم …

تا شام که قرار بود آقایون کباب درست کنن فقط حرف های عادی زده شد.. و منم تا حدودی آرومتر شدم و رفتم توی جمع کتی و الهام و فریبا … ولی نا خودآگاه زیر چشمی گاهی محمد و گاهیم شروین رو زیر نظر داشتم .. توی همین دید زدن ها یه بار شروین موقعی که خیره بودم به محمد مچم رو گرفت و با اخم روشو ازم برگردوند .. ولی باقی دفعه ها فکر کنم کسی متوجه شده بود .. بی خیال حضور محمد که میشدیم داستان الهام بدجوری عین خوره افتاده بود به جونم و یه جورایی داشتم از فضولی میمردم …

رمان همسایه من شایسته بانو کریمی


مسخصات کتاب عنوان: همسایه من نویسنده: شایسته بانو کریمی صفحات: ۲۲۰ حجم: ۲٫۷۳Mb ژانر: عاشقانه

صفحه اول کتاب: طرفای ده صبح بود که با صدای زنگ ساعت گوشیم از خواب پاشدم یک کش و قوسی به بدنم دادم و زنگ و قطع کردم دیدم ۱۲ تاsms دارم. یک نگاه به عکس خودم و محمد که روی پاتختی بود انداختم پیش خودم گفتم حتما باز دیشب دلش برام تنگ شده آخه از بعد از نامزدیمون هر وقت دلتنگ میشد شبا که میخوابیدم واسم از دلتنگیاشو آیندمون مینوشت و sms میداد تا به قول خودش هر وقت صبح پاشدم با خوندنشون انرژی بگیرم..با ذوق اولین sms رو خوندم دلم گواه بد میداد هر sms رو ک باز میکردم قلبم کند تر میزد… دهنم خشک شده بود… حتی صدام در نمیاومد… بغض چنگ انداخته بود به گلوم. محمد گفته بود به دلایلی منو نمیخواد .. گفته بود ناراحت نشم .. گفته بود من آرزوی هر پسریم و اشکال از اونه و اونه که لیاقته منو نداره.دلم میخواست گریه کنم ولی جون گریه کردنم نداشتم سریع دکمه ی call رو زدم و صدایی که تو گوشم پیچید انگار ناقوس مرگم بود … شماره ی مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد .. حالم غیر قابل توصیف بود..منو محمد که یه زمانی همه ی دوستامون خوشبخت ترین زوج میدونستن.حقش نبود اینجوری بشه اونم درست وقتی که با هزار مصیبت رضایت خونوادهمون جلب کردیم و نامزد شدیم…این حقم نبود .. احساس کردم تمام اتاق دور سرم میچرخه .. حتی جون نداشتم مامان یا کتی رو صدا کنم….یه آن فقط از جام بلند شدم و دیگه چیزی نفهمیدم…

 


فقط میتونم بگم محشر بود چندین بار خوندمش و هنوز برام جذابیت داره

از این نویسنده یه رمان هست به اسم من سرکش.نصفه خوندم بقیه شو زیر و رو کردم نت رو پیدا نشد.لطفا اگه کسی خونده یا داره بگه.ممنون میشم خیلی زیاد دنبالشم.

خوب بود بد نبود


بهترین رمانی هست که تا حالا خوندم .قلم نویسنده قویه و خیلی اغراق نمیکنه و بهترین خصوصیت رمان اینه که روزمرگی نقش اول داستان و صحنه های مختلف رو خیلی ماهرانه توصیف کرده

اینایی که مخالفن میشه رمان خوب معرفی کنید؟؟؟!!!!!!!!

موافقم رمان افتضاحی بود .حیفه وقتی که گذاشتم. توصیه میکنم نخونید.

رمان بسیار ضعیفی بود غیر از اینکه موضوعش تکراری بود.ادمها خیلی عیر واقعی بودن.انگار مشکل روانی و روحی داشتن.یه جورایی خودازاری و دیگران ازاری داشتن.برخورداشون نسبت به مشکلات کاملا احمقانه بود. هیچ جوره داستان باور پذیر نبود متاسفم اصلا خوشم نیومد.خیلی بیخودی وقتمو گرفت

من این کتاب رو خوندم شاید داستان قویی نبود شاید بسیاری از اتفاقات این کتاب دور از واقعیت های جامعه بود اما خیلی یاد گرفتم. یاد گرفتم گاهی اوقات لج بازی خانمها نشانه ی نفرت نیست یاد گرفتم پنهان کردن، صادق نبودن، تعارف داشتن و سکوت… یعنی فاصله

چرا انقد حذفی داشت,واقعا مسخره ست یهو از اوج داستان چند متر پرت میشی جلو نمیفهمی چی شده,همش باید حدس بزنی,از لحاظ داستان تخیلی خیلی خوب ,چون فقط و فقط تخیل بود دریغ از یه ذره واقعیت,کلا همه چی خوب و همه چی عالی بود دغدغشون گذشته بود که چطور بگن اگه واقعا دنیا و مشکلاتش این بود همه چی گلستون میشد

اگه قسمت قهر شب عروسی رو در نظر نگیریم بقیش خوب بود

رمان مزخرفي بود. واقعا هنوزم از اين مدل روابط مثلا عاشقانه كسي هس خوشش بياد؟ پر از ادا اطواراي بچگانه و بيخود. نويسنده چند سالش بوده كه اينو نوشته؟ چهارده؟ شايدم اينا واس تينيجرا جذابه واقعا، نميدونم والا:/

سلام.وبسایت خیلی خوب و جامعی دارید.ممنون


رمان نسبتا خوبی بود ممنون


مسخره بود بیشتر خوددرگیری مزمن داشت یا بیشتر میزد بیمار باشه وقت حروم کنی بود و بسیار خسته کننده همه چیز ضد و نقیض کارا رفتار اون نماز خوندن که بیشتر از همه مسخره بود من چند صفحه در میون خوندم و آخرش رو که دیگه کلافه شدم

رمان خوبی بود


نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


دیدگاه







This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.


رمان مورد نیاز خود را درخواست کنید.


وبسایت رمان ناول98 از ابتدای سال 1395 فعالیت خود در زمینه ی دانلود رایگان رمان و کتاب رسما آغاز کرد و خوشبختانه در مدت کوتاهی با تلاش فراوان انجمن بزرگی از نویسندگی و نقد و بررسی رمان به وجود آورده است. تمام تلاش تیم سایت برای رضایت شما عزیزان گرامی می باشد.



راهنمای استفاده از کد QR



رمان زیبا و خواندنی همسایه من


نویسنده : شایسته بانو


منبع : www.roman-city.ir


خلاصه :


دختری به اسم کیانا که یک بار طعم شکست رو چشیده بهش این فرصت داده میشه تا روی پاهای خودش وایسه و زندگیشو اونجور که دوست داره بسازه تا شاید توی این راه طعم عشق واقعی رو با تمام پستی و بلندیهاش بچشه….

 


9

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *